فساد مسأله ای است که در تمام ادوار، گریبان گیر دستگاهها و سازمان ها بوده و با وجود تصور أكثر مردم، فساد اداری مختص کشورهای در حال توسعه نیست. حتی در کشورهای صنعتی پیشرفته نیز مواردی ارتشاء و اختلاس هر چند وقت یک بار کشف و از طریق رسانه ها منعکس می شود. فساد اداری نیز به عنوان یکی از عمومی ترین اشکال فساد، پدیده ای است که مرزها، زمان و مکان را در نوردیده و با این ویژگی نه به زمان خاصی تعلق دارد و نه به جامعه معینی مربوط می شود. در واقع می توان گفت، فساد اداری پدیده ای هم زاد دولت است؛ یعنی از زمانی که فعالیت بشر شکل سازمان یافته و منسجمی به خود گرفته، از همان زمان هم فساد اداری نیز همچون جزء لاینفکی از متن سازمان ظهور کرده است (اصولا اختیارات و انحصاراتی که به طور طبیعی و اجتناب ناپذیر به مسئولین و کارمندان ادارات دولتی داده می شود، به طور بالقوه زمینه را برای انواع سوء استفاده فراهم می آورد. بنابراین فساد را می توان فرزند ناخواسته سازمان تلقی کرد که در نتیجه تعاملات گوناگون در درون سازمانها و نیز به مناسبت تعامل سازمان و محیط آن، به وجود آمده است. به قول نخست وزیر اسبق یکی از ایالات هندوستان: «همان گونه که اگر ذره ای عسل یا سم بر نوک زبان فردی ریخته شود، چشیدن آن اجتناب ناپذیر است، احتمال می رود کسی یا بیت مال سر و کار داشته باشد و حداقل مقدار کمی از ثروت را بچشد. بنابر این د به مجموعه مسایلی اشاره دارد که ناچارا سازمان آن را تجربه می کند.